على اكبر نفيسى ( ناظم الأطبا )
مقدمه 4
فرهنگ نفيسى ( فارسى )
آزادىخواهان آغاز قرن چهاردهم ايران بوده و تأليفات بسيار در نظم و نثر فارسى ازو مانده است كه معروفترين آنها منظومهء نامهء باستانست كه بنام سالارنامه چاپ كردهاند و نيز كتاب آئينهء سكندرى در تاريخ قديم ايران ، كتاب رضوان بتقليد گلستان ، رسالهء ما شاء اللّه ، قهوهخانهء سورت ، سه مكتوب ، چهار مقاله و چند رسالهء ديگر . پدر مؤلف مرحوم حاج ميرزا حسن طبيب كرمانى مانند نياكان و پدران خود در كرمان بطبابت مشغول بود و در سال 1300 قمرى درگذشت و او را در پزشكى مؤلفات چندست . مرحوم مؤلف در كرمان در ماه ربيع الاول 1263 قمرى ولادت يافت و از ميان هفت پسر و دو دختر كه برادران و خواهران وى بودند فرزند دوم بود . مادرش دختر مرحوم ملا محمد كوه بنانى معروف بهدايت على عارف مشهور نيمهء اول قرن سيزدهم ايرانست كه از مريدان مولانا عبد الصمد همدانى بود و در كرمان مريدان بسيار داشت و چون حاج ابراهيم خان ظهير الدوله حكمران كرمان به او معتقد نبود وى را وادار كرد كه از آن شهر بيرون رود و وى بعزم مشهد از كرمان هجرت كرد و در ميان راه در بيابان لوت در منزلى كه بچهل پايه يا چهل زينه معروفست تمام قافله گرفتار قتل و غارت بلوچ شد و جز سه تن كسى جان در نبرد و وى نيز در آن واقعه در سال 1239 كشته شد و جنازهء او را بكرمان بردند و در كوه بنان كه زادنگاه او بود به خاك سپردند و در ميان صوفيه بشهيد رابع يا شهيد چهارم معروف شد و اينك مشهد او در همان جا يكى از زيارتگاههاى معروف كرمانست . بالجمله مرحوم مؤلف تحصيلات مقدماتى خود را در كرمان بپايان رساند و بسائقهء طبيعى و ذوق فطرى كه درو بود بيشتر مايل به فرا گرفتن حكمت الهى و فلسفه بود ولى مرحوم محمد اسماعيل خان وكيل الملك نورى كه از شعبان 1275 قمرى تا 1283 نايب الحكومه و وزير كرمان و پس از آن مستقلا حكمران كرمان بود و در 16 جمادى الاخرهء 1286 درگذشت و از مردان كافى و كاردان معروف زمان خود بود و در امنيت و آبادى كرمان كارهاى بزرگ از پيش برد چون باستعداد شخصى و موروثى وى را براى فراگرفتن علم طب مساعدتر مىديد او را به تحصيل اين علم گماشت و درين ميان در سال 1268 مدرسهء دار الفنون در نتيجهء كوششهاى ميرزا تقى خان امير داير شده بود و پس از چندى بهمهء حكام ايالات و ولايات ايران دستور داده بودند كه از هر شهرى چند تن از نجيبزادگان و فرزندان دانشمندان را كه مستعد فراگرفتن علوم جديد باشند براى تحصيل در آن مدرسه بطهران روانه كنند و از كرمان مرحوم وكيل الملك وى را در پايان سال 1282 قمرى براى فراگرفتن علم طب در مدرسهء دار الفنون بطهران فرستاد و وى از آن پس همواره در طهران ساكن بود . هنگام تحصيل طب در مدرسهء دار الفنون طهران زيردست استادان معروف آن دوره مانند ميرزا رضا دكتر و ميرزا كاظم محلاتى كار كرده و در اوان تحصيل استعداد خاصى نشان داده چنان كه پس از اندك زمانى بمعاونت ( خلافت ) استادان خود برقرار شده بود ، در سال 1285 در همان ضمن تحصيل بطبابت فوج مهندس برقرار شد و در 1288 كه قحطى و امراض گوناگون شهر طهران را فراگرفته بود مجاهدات بسيار كرد و در 1289 پس از شش سال كه دورهء تحصيل طب را در دار الفنون بپايان رسانيد فارغ التحصيل شد و در سال 1290 كه ناصر الدين شاه پس از بازگشت از سفر اول فرنگستان درصدد برآمد بيمارستانى مانند مريضخانهاى اروپا در طهران داير كند وى را برياست و مأموريت تأسيس آن بيمارستان كه همان مريضخانهء دولتى كنونى باشد برقرار كردند ، تا 1298 رياست آن بيمارستان را داشت و درين زمان با مرحوم علىقلى ميرزا اعتضاد السلطنه وزير علوم و معادن و تلگراف